تبليغاتX
سرخ ابی

 

سلام

مي دونم مي دونم سلام و ز...

شرمنده معرفتتونم

باور كنين كه واسم مشكله بيام اينجا(اخه توي خونه ما همه با اينتر نت و اونترنت مخالفن)

از همتون مچكرم كه تو اين چند وقته وبلاگمو تنها نذاشتين

دمتون گرم

نمي دونم از كجا شروع كنم

اين چند وقته سرم خيلي شلوغ شده ، اخه ابجيتون ديپلمشو گرفته و يه چند وقتيه كه مثل ... داره واسه كنكورمي خونه

بابا چيكار كنيم ديگه!!!(+)

من با نه نفر از بچه هاي كلاسمون رتبه هاي تك رقمي كنكور رياضي 86 رو رزرو كرديم ، گفتم كه زياد به خودتون

زحمت ندين و به قول بروبچ خر نزنين (حالا اگه گفتين من رتبم چنده؟؟؟؟؟؟؟؟!)

راستي مي گن امسال نفراي اول كنكور همشون دختر بودن ،ايول دهن اين پسرارو سرويس كردن

هواي مشهد م كم كم داره سرد مي شه ، اين روزا حسابي اينجا شلوغه ، كلي چراغوني و كلي زوار

اين فربا هم پيداش نيست اره؟ چند شب پيش بهم مي گفت دوتاييمون با هم ديگه مرديم! اونم بيچاره گرفتاره!!!

توي كامنتا چشمم خورد به چند تا اسم جديد ، از همين جا از همشون عذر خواهي مي كنم ، فكر نكنين من بي معرفتم

(نظرتونو درباره وبلاگم بگين من ناراحت نمي شم!؟)

خب ديگه نمي دونم دوباره كي مي تونم بيام ولي بدونين هميشه به يادتونم

دوستت داشتم نمي دانستي

نمي خواستم بداني دوستت دارم

و هرگز نمي خواهم بداني كه چقدر دوستت دارم

هنگامي كه در برابر ديدگانت سيل اشك چشمانم

و در زلال چشمان سياهت ترانه عاشقانه نگاهم

و در تمناي نگاهت لبريز كاسه صبرم

و در پناه دلپذيرت تكه ضربه هاي قلبم مشتم را باز كرد

بر اين باور بودي كه رسوا شدم

شايد حق با تو بود

چون دانستي انچه نمي خواستم بداني

اما يقين دارم، سوگند مي خورم،هنوز هم و هيچ گاه نخواهي دانست

كه چقدر دوستت دارم.

راستييييييييييييييييييييي

عيدتون مبارك

 

+ نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 7:52 توسط مهتاب |

سلام

امروز  میخوام یه خورده جسارت به خرج بدم و از دغدغه های یه دختر ایرونی بنویسم

البته میدونم که این جامعه با نوشتن چند مطلب و به قول بعضیا نصیحت کردن جوونا درست بشو نیست

اما سکوت هم جایز نیست!

پنج نکته از دری وری هایی که می شنویم:

1)قصه از کجا شروع شد؟ از کی یک نفر به ان یکی متلک گفت؟ فحش داد؟ دری وری گفت؟

مگر مهم است؟مهم اینجاست که ما الان وسط این کلمه های اعصاب خوردکن ایستاده ایم و اما بقیه ماجرا...

2) ماجرا همان جمله پراکنی هاست .در باب مانتوی تنگ وعطر و... تا به حال به این فکر کردی که چرا همیشه

کمک می کنیم صورت مسئله پاک شود؟ تا ازادی ها و شیطنت های لحظه ای خودتان را به گردن لباسهای تنگ

اندازید. چرا به روی خودتان نمی اورید که مگر چند درصد از از دختر ها به قصد تشویش اذهان عمومی اینگونه

از خانه بیرون می ایند؟ اصلا یک سوال ، مگر شما موظف هستید هر کسی که یک مقدار روسری اش روشن بود

کلمه ای بگویید؟

3) هیچ قانون نوشته و نا نوشته ای وجود ندارد که کلماتی که تو را در خجالت غرق میکند جمع کندو این دهان ها

را ببندد. همین قدرت مردانه است که پای تو را از ورزشگاه ها می برد تا خدای ناکرده فحشی یا احیانا کلمات نا سزایی

روی دل اقایان باقی نماند.اما هیچ کس نمی داند پس چرا خارج ورزشگاه باز هم همان اش و همان کاسه است.

این پیاده رو ها محل دائمی ورزشگاه های ایران است .اسمان گویا همه جا همین رنگ است.

4) در مورد این بوق زدن ها ،تکه پراکنی های تهوع اور راست می گویند .!!!

مشکل اصلی یک شکل شدن است. مشکل انجاست که تو فرق دختری که با شنیدن این کلمات دلش غننننننننننننننننننج

می رود با ان دختری که از خانه بیرون نمی اید تا مبادا حرف بی ربطی نشنود را نمی دانی!

5) راستش را بخواهی من از تو نمی ترسم . از تو که به خودت گرفته ای و تقا ضایم برای اعتراض به بعضی از

 این مردان جامعه را به خودم بر می گردانی، با یک جواب منفی ، از تو نمی ترسم که مو هایت را به شکل های

مختلف بیرون می ریزی و شلوار 3000جیبی می پوشی . نه از تو نمی ترسم .

بگذار وقتی می خوا هم جواب دستهای پر حرکت و چشم های مریض و ان کلمات توهین امیز را بدهم ،

بدانم تو هم هستی . بدانم تو هم بجای انکه یک گوشه بنشینی و به من و به حرف ها یم بخندی ، در کنارم ایستاده ای

و زود تر از من ان منبع عصبیت زا را محکوم میکنی. همین؟!

 

+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 7:57 توسط مهتاب |

برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

اینم واسه گندی که تیم ملی بالا اورد

اینو بخون چقد رمانتیکه:

دختر به پسر

دختر به پسر گفت: به نظرت من قشنگم؟

پسر گفت: نه!

دختر گفت: تو می خوای من پیشت بمونم تا همیشه؟

پسر گفت: نه!

دختر گفت: اگه من یه روز ترکت کنم تو برام گریه میکنی؟

پسر گفت: نه!

دختر در حالی که گریه میکرد و می خواست بره پسر دستشو گرفت و گفت:

از نظر من تو قشنگ نیستی بلکه زیبایی!

من نمیخوام تو پیشم باشی بلکه نیاز دارم تویشم باشی!

و اگه یه روز تو از پیشم بری من برات گریه نمیکنم بلکه می میرم!

نظر یادت نره!!!

 

+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 17:4 توسط مهتاب |

 

           

            عجب عکس دسته جمعیه خوبی!

سلام به همه شما خشگل عسلا

شترین؟؟

دلم برای همتون تنگ شده بود به غیر از تو

راستش نمی دونم از کجا شروع کنم، 

توی این یکی دو ماهی که نبودم انگار دیگه همه چی از یادم رفته!

فکر میکنم با همتون غریبه ام!

ولی خوب بگذریم،

قربون همه اونایی که توی این مدت این وبلاگو تنها نذاشتن ، خیلی باحالین !

دوستای واقعی یه همچین وقتایی خودشونو نشون میدن!بله!

اونایی هم که نیومدن دارم واسشون !

اینقده حرف واسه گفتن داررررررررررررررم که نگو

ولی تو این تابستونی ناخونام اینقد بلند شده که نوشتن همین چند خطم عذابه!

راستی شما بی معرفتا هیچ کدومتون واسه قبول شدن من تو امتحانا دعا نکردین؟

بد بختا ترسیدین از تعداد دعاهاتون پیش خدا کم بشه!

ولی خدایی سخت بود من که همه چیزو گذاشته بودم کنارو مثل اسب درس

میخوندم کم اوردم! حیف اون همه خر خونی کاش لا اقل نمی خوندم دلم نمی سوخت

خوب دیگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگگه

راستی بعضیا یه چیزایی درباره متن قبلی من نوشتن

بد بختا ی منحرفا شما بد متوجه شدین من اگه زیر اوار تیکه تیکه هم بشم با مایو

نمیام بیرون ! بله!

اون متنم از توی یه مجله نوشته بودم که البته نویسندش هم مرد بود! بله!

خوب دیگه امیدوارم تابستون به همتون خوش بگذره و موقع گرفتن کارنامه

سکته نکنین! البته اگه من دیگه نیومدم بدونین که بله!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 14:46 توسط مهتاب |


سلام چطورین؟ اینم از آپ امروزکه تقدیم میکنم به همه شما گلا::::::::::::::::

زلزله نامه....

و من می خواهم از همین جا اعلام کنم که ای سورپرایز ... ای غیر قابل پیش بینی... ای زلزله... ای باقلوا... ای ویبره... ای تراکتور... ای رقص بندری... ای خونه خراب کن... قوی ترین مردان جهان... ای رضا زاده شماره2... ای مرد نامریی ...ای انجمن مبارزه با افزایش جمعیت...ای ابزار وجود زمین در مقیاس ریشتر... ای همه جای دنیا سرای من است... ای که با اومدنت همه رو غافلگیر می کنی...

ای که وقتی میای همه ملت می ریزن توی خیابون... ای که طوفان کاترینا باید بیاد جلوت بوق بزنه...

 ای که سونامی هر چی داره از صدقه سر تو داره...ای که وقتی پارسال تو تهران اومدی من تو استخر

بودم...ای که پارسال کل استخر رو با من با مایو ریختی تو خیابون...ای که پارسال چطور دلت اومد با من اینکارو بکنی؟ هان؟ ... وقتی همسایه ها توحیاط داشتن به من که دکمه های شلوارمو به لباسم

بسته بودم و توی دستم دمپایی و توی اون دستم  افتابه بود می خندیدن.

کجا یهو غیبت زد ترسو؟ اخه تو فکر نکردی این دفعه که میای یه نفر تو دستشویی باشه؟؟؟

******************************************************

حالا چند تا واقعیت:

مردان مجرد به اینده چشم دوخته اند و مردان متاهل به گذشته.

آدم دور اندیش یعنی کسی که در چله تابستان در اتوبوس طرف افتاب می شینه چون می دونه همین که اتوبوس راه بیفته دور می زنه.

آب بزرگترین قدرت خود را در اشکهای چشم زن پنهان کرده است!!!...

 **************************************************

دروغ

برای یکبار

فقط برای یکبار

مرا در افسون مبهم یک دروغ شناور کن

سر به گوش من بگذار و آرام بگو دوستت دارم.

 

         

         

 

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 7:36 توسط مهتاب |

سلام چه طورین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اینم عکس سه کله پوک(یکیش ....یکیشونم....یکی دیگشونم....)اره درست فهمیدی اینا رفیقای خرزو

خانن!

اینا رو بخون شاید به دردت بخوره:

جملات يا کلمات اختصاری در چت

disconnect DC قطع ارتباط با اينترنت
see c ديدن . مي بينمت
your U R مال شما
too 2 همچنين
for 4 براي

be right back
BRB زود برمي گردم
hug and kiss
h&k در آغوشم مي بوسمت
i owe you IOU من به شما مديونم
all the best ATB خيلي خوب , همه خوب هستن
download
DL دانلود کردن . کپي کردن
good game
GG بازي خوبيه
good job
GJ کار خوبيه
good luck
GL موفق باشيد . خوشبخت باشيد
you're welcome
YW خوش آمديد
welcome back WB زود برگردي ، خوش آمديد (هنگام رفتن)
oky K خوبه ، باشه ، قبوله
later
LTR بعدا
Sorry
sry متاسفم
be back soon bbs زود برگردي
be back later bbl بعدا بر ميگردم ، دوباره بيا

اینم یه متن قشنگ واسه ی تو(اما حالا تو زیاد به خودت نگیر)حالا گریه نکن بعدا یه متن قشنگ تر

برات می نویسم(به این میگن وعده ی سر خرمن)پس باش تا برات بنویسم.

 

برای تو 1000 مرتبه 900 جمله ی عاشقانه را در 800 جای مختلف به 700 زبان پیش 600 نفر مطرح

کردم 500 نفر انان 400 جمله را به 300 زبان در 200 برگه ترجمه کردند ومن انها را 100

بار برای تو در 90 روز روزی 80 دفعه خواندم 70 جمله را تو 60 بار در 50 روز 40

مرتبه برای خودت تکرار کردی 30 تای انها را اموختی بیش از 20 روز 10

بار از تو 9 سوال کردم و8 مرتبه به 7 سوال من 6 جواب در فاصله

5 روز دادی  4 مرتبه در 3 جا دعوتت کردم 2 ساعت

ازت خواهش کردم تا 1 بار بگو یی

دوستت دارم.

******************************************************************

 

+ نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 22:41 توسط مهتاب |

Birthday Cards Collection

سلام جیگرااااااااااااااا چطورین؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چند روزی نبودم میبینم که همه اپیدنو ما موندیم!

اخه سرم خیلی شلوغ بودکلی امتحان دادیم!

امروزم بخاطر ازدواج خواهرم مدرسه نرفتمو امتحان زبانرو بی خیالش شدم

البته مراسم دیشب بود و به امروز هیچ ربطی نداشت ولی خوب هیچچچچچچچچی نخونده بودم!

حالا این متنو بخونین و یکم حال کنین!

من بهت شک دارم!

به روش جواتی

مرد: صد بار نگفتم وقتی من نیستم نرو بیرون ! هااااااااااا؟

زن : غلط کردم ! گه خوردم! تو رو خدا نزن

مرد: چرا تیلیفون همش اشغاله؟ با کی لاس میزنی عوضی؟

زن: به خدا اگه این تلفن نباشه از تنهایی دق میکنم!

     مرد: به جهنم که دق میکنی! خودت بمیری بیتره! خونتم نمیوفته گردن ما!

زن: خداااااااااا! منو بکش راحتم کن

مرد: از صب تا شب جون میکنم که یه لقمه نون بیارم تو این خونه! نمیشه یه شب نشاشی تو اعصاب ما

زن: به خدا دیگه نمیتونمدیگه بسمه... میرم خونه بابام

مرد: ای شاشیدم تو صفحه اول شناسنامه بابات... هررررررررررری!

به روش رشتی_ ته غیرت

مرد: خانوم جان ببخشید! عذر میخواما! شما دیشب تا حالا کجا بودین!

زن: خونه عفاف مشکلیه؟

مرد: نه خانوم جان خیلیم خوبه! بالا خره شما هم استخدام دولت شدین!!!

زن: ببینم کسی به من زنگ نزد!؟

مرد: عباس اقا چند بار زنگ زد ! گفتم نیستی! کلی فهش داد بهت!

زن: بابا جون بگرد یه کاری برای خودت دست و پا کن!

مرد: خانوم جان هر چی شما بگی! اصلا اگه شما بخوای شبا تو کوچه می خوابم!!

زن: لوس نکن خودتو حالا! پاشو اون؟؟ کیلوکون رو تکون بده یه چایی ور دار بیار!

مرد: چشم خانوم جان!

زن: راستی ببین امشب ساعت؟ قرار دارم اون شورت گل گلیمو شستی؟!

مرد خانوم جسارته ها! فضولیه! با کی قرار دارین؟!

زن: با عباس آقا!! به تو ربطی داره؟!

مرد : اهان خیالم راحت شد! من و عباس آقا نداریم که!!!

زن: ولی خودمونیم ها دماغت خیلی ضایعه!

مرد: چی؟ چی؟ دماغم چیکاره؟! توهین میکنی؟ دماغ مساله ناموسی نیست که بشه به این راحتی ازش گذشت!!!

اصلا من میرم خونه ننم!!!

زن: به سلامت ! عباس از تو کمد بیا بیرون!!!!!!!!!!!!!


به روش ترکی_ نمنه

مرد: فکر کردی من نمی دونم؟! فکر کردی من خرم؟! شعور دارم؟!

زن: ببین من هیچ گونه بیگناهم !!! کاری نکردم!

مرد: اخه من بدون بی دلیل که بهت گیر نمیدم!!! میدم!؟

زن: اونو من نمیدونم ! فقط اینو بگم که من بهت وفا دارم!

مرد: الله اکبر! خود درخت کرم میریزه ها! خجالت بکش زن !

زن: اگه باورت نمیشه خوب طلاقم بده!!!

مرد: کشیدن تو به دادگاه واسه من مثل کشیدن مو از ماسته!!!

زن: من به این چیزاش هیچ کاری بیلمیرم

مرد: ای پوخ گویوم سوزون آقزووا

زن: سیکتیر بابا!

+ نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 16:41 توسط مهتاب |

نگاه بیگانه ای را

                                _ گرچه نمی تواند هم کلامت باشد _

می توان از صمیم قلب آشنا داشت .

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

 

تمام عمر جاودانگی بودنت را به خویش امید داده ام

اما روشنی وجودم

با سردی رفتنت

در تاریکی محو شد

چه اسان و بی پروا ترکم کردی

در حالی که من در فلسفه جدایی

به دنبال سلام می گشتم

جایی که بودن و رفتنت را

در قطره اشکی خلاصه کرده بودم.

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

 

خواستم تمام گذشته ام را در جوی آبی بریزم

ترسیدم دریا بوی ترا بگیرد !

 

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

 

اگر در شهر آهنی چشمانت باران هم ببارد

شکفتن عشق ممکن نیست

من شهر اهنی زیاد دیدم       

 

 

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 23:24 توسط مهتاب |

سنگ

حرفهایی که به لب امد و در یاد نماند

سخنانی که به دل ماندن و از یاد نرفت

خاطراتی که گذشتند و فراموش نشد

خواب هایی که ندیدم هرگز

ان محبت که نمی دانم چیست

قصه هایی که نبودن ای کاش

شادمانی که به یکباره برفت

رد پایی که به مرداب رسید

ان نوازنده که دستش لرزید

این قناری که فقط اه کشید

حیف شدحیف که به گوشت نرسید

خبر سنگ که بر برکه جهید

+ نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1385ساعت 8:28 توسط مهتاب |

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام فروردین 1385ساعت 22:34 توسط مهتاب |